عومیه فر (Omiye-Fer) کلمه محلی تاتی می باشد که در فارسی پسر عمو  معنی می شود .
این وبلاگ در تاریخ ۲۱/۱/۱۳۸۳ در سرویس پرشین بلاگ تاسیس شد و هدف آن اخبار و مطالب جالب شهر تاکستان بود که در تاریخ ۳۰/۸/۱۳۸۶ به سرویس بلاگفا انتقال داده شد .
امیدوارم که با نظرات همیشه گی خود مرا در ارائه مطالب بهتر و جدید تر یاری کنید .


 

                                                                                                          با تشکر

ایران؛ مردمی که هنوز بار تمام زخم‌ها را به دوش می‌کشند

زن، زندگی، آزادی

ایران این روزها فقط با صدای انفجار و خبرهای جنگ آزرده نیست؛ این سرزمین سال‌هاست که زخمی بر زخم‌هایش اضافه شده است. هر بار که صفحه اخبار را باز می‌کنیم، انگار فصل تازه‌ای از نگرانی آغاز می‌شود. نگرانی برای آینده، برای امنیت، برای سفره‌های کوچک‌تر و برای جوانانی که قرار بود آینده این کشور را بسازند.

سال‌هاست که مردم ایران هزینه بحران‌هایی را می‌پردازند که بسیاری از آن‌ها هیچ نقشی در شکل‌گیری‌شان نداشته‌اند. از گرانی‌های پی‌درپی و فشار اقتصادی گرفته تا روزهایی که خیابان‌ها شاهد اعتراض، ناامیدی و از دست رفتن جان انسان‌ها بودند.

هنوز خاطره آن روزهای تلخ از ذهن بسیاری پاک نشده است؛ روزهایی که خانواده‌های زیادی عزیزان خود را از دست دادند و جوانانی که آرزوها و رویاهایشان ناتمام ماند. جوانانی که می‌خواستند زندگی کنند، کار کنند، عاشق شوند و آینده‌ای بهتر برای خود و کشورشان بسازند.

امروز همان مردمی که سال‌ها با مشکلات اقتصادی، تورم و فشارهای مختلف دست و پنجه نرم کرده‌اند، بار دیگر باید نگران سایه جنگ و ناامنی باشند. گویی هر بار که زخمی کمی التیام پیدا می‌کند، زخم تازه‌ای بر پیکر این سرزمین می‌نشیند.

شاید دردناک‌ترین بخش ماجرا این باشد که مردم عادی همیشه اولین قربانی و آخرین شنیده‌شدگان هستند. خانواده‌هایی که سال‌ها با گرانی، کاهش قدرت خرید و نگرانی از آینده فرزندانشان زندگی کرده‌اند، حالا باید اخبار حملات، تهدیدها و احتمال گسترش درگیری‌ها را نیز تحمل کنند.

خشم بسیاری از مردم نه فقط از جنگ، بلکه از تکرار رنج‌هایی است که پایان ندارند. نسلی که روزی شاهد از دست رفتن دوستان و هم‌نسلان خود بود، امروز با فشار اقتصادی و نگرانی از آینده روبه‌روست و حالا باید اضطراب درگیری‌های نظامی را نیز به دوش بکشد.

اما در میان تمام این تلخی‌ها، چیزی که هنوز باقی مانده عشق مردم به زندگی و به ایران است. ایران فقط نام یک کشور نیست؛ خاطرات میلیون‌ها انسان، خانه‌هایی پر از امید، مادرانی چشم‌انتظار و جوانانی است که هنوز رویای روزهای بهتر را در سر دارند.

شاید مردم ایران بیش از هر چیز خسته باشند؛ خسته از بحران‌های پشت سر هم، خسته از خبرهای تلخ و خسته از سال‌هایی که با نگرانی سپری شده‌اند. اما همین مردم بارها نشان داده‌اند که با وجود تمام فشارها، هنوز امید را به طور کامل از دست نداده‌اند.

آرزوی مشترک بسیاری از ایرانیان نه جنگ است و نه دشمنی؛ بلکه آرامش، امنیت، رفاه و آینده‌ای است که در آن هیچ مادری داغ فرزند نبیند، هیچ جوانی قربانی خشونت نشود و هیچ خانواده‌ای میان نگرانی نان و نگرانی جنگ گرفتار نباشد.

ایران بیش از هر زمان دیگری به آرامش نیاز دارد؛ آرامشی که مردمش سال‌هاست در انتظار آن هستند.

ما از سرزمینی آمده‌ایم که بارها زخمی شده، اما هرگز از پا نیفتاده است. امید ما نه به روزهای آسان، بلکه به مردمی است که حتی در سخت‌ترین لحظات نیز دست از زندگی نمی‌کشند. برای ایران، برای جوانانش و برای آینده‌ای که شایسته آن هستند، هنوز می‌توان امیدوار بود.

ایران این روزها فقط یک نام روی نقشه نیست؛ صدایی‌ست که در گلو گیر کرده.

به لاله ی در خون خفته

خیابان‌ها فقط آسفالت و سنگ نیستند؛ حافظه‌اند.
حافظه‌ی قدم‌هایی که با ترس جلو رفتند، با امید ایستادند و با فریاد خاموش نشدند. ایران در سال‌های اخیر صدای نسلی را شنید که دیگر نمی‌توانست فقط تماشاچی باشد. نسلی که درد را زندگی کرد و سکوت را انتخاب نکرد.

بیش از دوازده هزار نفر جانشان را از دست دادند؛ عددی که اگر فقط «عدد» بماند، هیچ‌چیز را توضیح نمی‌دهد. هر کدام یک زندگی بود، یک اسم، یک خانواده، یک آینده‌ی ناتمام.ستاره‌هایی‌اند که پیش از طلوع خاموش شدند. هر کدام‌شان خانه‌ای را تاریک کرد، و مادری را که هنوز به در خیره مانده است. این‌ها آمار نیستند، زخم‌اند. زخم‌هایی که هنوز تازه‌اند و هنوز نفس می‌کشند.

منطق می‌گوید جامعه‌ای که صدای اعتراض را نشنود، با انباشت خشم روبرو می‌شود. احساس اما می‌گوید این مردم، قبل از هر تحلیل سیاسی، انسان بودند؛ انسان‌هایی که حق دیده‌شدن و شنیده‌شدن داشتند.

ایران هنوز زنده است، چون درد را پنهان نکرده.
و تا وقتی خیابان حافظه دارد، فراموشی ممکن نیست.

ایران هنوز در میدان است؛
زخمی،
اما حماسی.
و تاریخ،دوباره دارد از خیابان‌ها نوشته می‌شود.

«من فقط خواستم پدر خوبی باشم، همین.»

«من فقط خواستم پدر خوبی باشم، همین.»

پنج سالی میشه که از ایران دورم.
پنج ساله که آسمون غربت بالای سرمه و هوای آشنا زیر پام نیست.
نه کوچه‌ای مونده که بوش برام آشنا باشه، نه آدمی که بی‌دلیل، فقط چون هست، دلم بهش قرص باشه.

یهو چشم باز کردم دیدم همه‌چی عقب موند...
خنده‌های ساده، غروبای بی‌دغدغه، حتی اون تلخی دم‌ کرده‌ ی چای توی استکان‌های لب‌ پَر.

الان فقط یه چیز برام معنا داره، یه پناه، یه هدف، یه دلیل برای دووم آوردن... خانواده‌م.

از یه سنی به بعد همچی خیلی سریع میگذره جوری که اصلا احساس نمیکنی ، ۳۷ سالم شد!!! کی وقت کردم ۳۷ ساله بشم؟

ادامه مطلب

ادامه نوشته

آدمیزاد هیچ وقت جایی را که هست خوش ندارد

هر ثانیه این دنیا برای ما تجربه است، گاهی تلخ و گاهی شیرین. هر بار که میمیریم به یه شکل دیگه ای به دنیا بر میگردیم. هر بار زجر میکشیم، کلی درد را تحمل میکنیم، هزاران بار باید برای مرگ عزیزهامون درد بکشیم و برای زنده موندن خودمون بجنگیم.

اما واقعا این جسم چرا باید اینقدر سختی را تحمل کند تا روح تکمیل شود؟

سلامی دوباره به من_ه خودم ... شاید از امروز برای خودم بنویسم تو جایی که بیست سال پیش درستش کردم. خیلی حرف دارم و همه این حرفا از جایی شروع شد که احساس کردم تنها شدم.

خیلی سخته

خیلی سخته که ادای محکم بودن رو دربیاری 

وقتی تو خودت فرو ریختی 

 

خیلی سخته به اجبار لبخند بزنی 

وقتی تو قلبت گریه میکنی...

 

خیلی سخته همه به خوشبختیت حسرت بخورن ...

وقتی که خودت میدونی کم آوردی😭😭😭😭😭

 

 

پارسال ایران ، الان انگلیس ، سال بعد کجا؟ 

مثل من

تو هم مثل من داری پیر میشی ... 

کسی اصلا میاد بهت سر بزنه ؟؟!

خودم که بعد ۴ سال یادت افتادم !

یه زمونی برو بیایی داشتی رفیق 😍 

#وبلاگ_عومیه_فر

تـــــاکستان نـــیوز

سایت تاکستان نیوز مجددا راه اندازی شد .

خبر های روزانه تاکستان را در اینجا بخوانید .

تقی پور فعال ترین کارمند شهرداری ، شهردار بعدی تاکستان شد

بالاخره بعد از 2 سال سرپرستی شهرداری تاکستان ، فعال ترین و دلسوز ترین فرد شهرداری به عنوان شهداردبعدی تاکستان معرفی و انتخاب شد .

مهندس تقی پور شهردار محترم ضمن عرض تبریک عاجزانه درخواست داریم که به سیمای شهری تاکستان ، آسفالت خیابانها و پارک ها رسیدگی جدی تری بفرمایید .

ریاست دانشگاه آزاد تاکستان معرفی شد

آقای دکتر بهرام زاده ریاست دانشگاه جدید تاکستان معرفی شد



خبر تکمیلی : 

در تاریخ 30 شهریور 91 ساعت 16 دکتر طاهری تودیع و آقای دکتر بهرام زاده معارفه شد.


نماینده بعدی تاکستان مهندس رجب رحمانی


مهندس رجب رحمانی پیروز انتخابات نهم مجلس شد 


شرح حال استاد محمد حسين طاهري

از اینکه استاد محمد حسین طاهری از میان ما رفته بسیار اندوهگینم متنی از زندگینامه استاد برایتان آورده ام که خالی از لطف نیست:

شرح حال

وي در فروردين 1313 در خانواده‌اي فرهنگي و كشاورز پيشه در تاكستان ديده به جهان گشوده پدرش ميرزا علي محمد طاهري يكي از عالمان و فرهيختگان اين سرزمين بود كه تك تك افراد با سواد و انديشمند اين خطه دانسته‌هاي خود را مرهون زحمات بي شائبه ايشان مي داند اسناد الفباي عشق و معرفت را در محضر پدر فرا گرفت . تحصيلات متوسطه را تا سال سوم در قزوين سپري كرد و پس از يك دوره يك ساله تربيت معلم به استخدام آموزش و پرورش در آمد . سه سال در روستاهاي خرقان ، دودانگه، نهاوند، و فارسيجان خدمت نمده و بين سالهاي 37 تا 48 در دبستانهاي تاكستان در سمتهاي معلمي و معاونت ضمن خدمت بصورت داوطلب به ادامه تحصيل پرداخت در سال 48 در رشته ادبيات دانشگاه پذيرفته شد ولي به علت تضييقات مالي از تحصيل باز ماند . در سال 1360 پس از 27 سال خدمت باز نشسته شد . شكوفايي گل شعر و شاعري در وجودش به دوران كودكي و تشويقات پدرش بر مي گردد از آغاز تا كنون بيشتر با آثار بزرگاني چون فردوسي ، سعدي ، حافظ ، و حتي مولوي و استاد همايي مأنوس بوده است .

در ابتدا به صورت پراكنده به سرودن شعر مي پرداخت ولي پس از باز نشستگي بصورت جدي به اين كار پرداخته‌اند . استاد در اكثر قالبهاي شعري طبع آزمايي كرده‌اند ولي بيشتر به غزل و قصيده گرايش دارند .

عروس طبع استاد به نهايت جلوه خويش رسيده بود كه به آرايه گلواژه‌هاي شعر تاتي نيز آراسته شد و استاد براي حفظ و احياي فرهنگ و سنن اين مرز و بوم به سرودن شعر تاتي روي آورد.

اكثر سروده‌هاي تاتي اش غزل است و علاوه بر آن دو منظومه به تاتي دارند كه عبارتند از:

1- آي وارون وارون : كه به امور كشاورزي و اوضاع تاكستان از لحاظ جغرافيايي و آب و هوايي اختصاص دارد و در 23 بند سروده شده است .

2-آهاي فرم كه به آداب و رسوم و اعتقادات و باورهاي مردم اين سامان پرداخته و در 120 بند 5 مصراعي سروده شده و بر وزن حيدر باباي شهريار است

در بررسي اشعار فارسي استاد طاهري از روش سبك شناسي در سطوح ادبي فكري و زباني سود جسته‌ايم كه اهم ويژگي هاي شعري ايشان بدين شرح است :

1- موسيقي بيروني اشعار از وزن عروضي رديف و قافيه حاصل شده و اشعار اكثر مردف هستند وزن اشعار مطبوع و در بحرهاي متفق الاركان و از و از پركاربردترين اوزان شعري هستند نيز رديف‌ها نيز اكثر فعلي مي باشند .

2- در موسيقي دروني قافيه مياني به چشم نمي آيد ولي صنايع لفظي چون تضاد جناس و مراعات نظير بسيار به چشم مي خوردند .

3- كلمات و واژگان عربي در اشعار استاد مشهود و از ويژگي هاي سبكي اوست و بدين لحاظ زبان استاد در حيطه زبان شعري كهن و مشابه سبك خراساني و عراقي است .

4- جملات مسقيم و متنوع هستند و منطق نظم بر آنها حاكم است .

5- ويژگي زباني استاد در اشعار آوردن كلمه « دل» در مطلع اكثر غزلهاست و جالب آنكه اين كلمه در اكثر موارد منادا قرار گرفته است و صنعت تشخيص يا انسان گرايي را پدپد آورده است مانند ابيات زير :

اي دل به حيرتم زتو اين پيچ و تاب چيست در كار چيستي سبب هر عتاب چيست

مي رسد بر گوش جان‌اي دل نواي خوشتري كز لطافت‌مايه رشك‌است ‌بر ‌برگ‌تري

6- زبان استاد ساده روان و بدور از اطناب ئ تكلف است نيز استاد در اشعاري كه مربوط به پندو اندرز و حكمت است متأثر از لحن ناصر خسرو و سنايي است و آنجا كه حكايت دل است و مضامين ديگر و امداد حافظ و سعدي است .

7- در سطح ادبي استاد از اكثر صنايع ادبي چه لفظي و چه معنوي سود جسته است . مانند تشبيه ، استعاره، كنايه ، ايهام ، حسن تعليل مجاز و ........

8- تشبيهات استاد بيشتر از نوع بليغ و حسي به حسي هستند ديگر استعارت استاد بيشتر مكينه‌اند مانند بيت زير :

پاي هوي دست هوس آستين اَز پاياب محض هر دد انسان مصور است

9- در سطح فكري استاد شاعري واقع گرا و بيرون گراست و بيرون گر است و مضامين شعري‌اش بيشتر بر محور پند و اندرز شكايت از زمان دور مي زند و به واقعيات و تجربيات خود تكيه دارد و از ارائه نسخه‌هاي ايده آليستي و آنچه كه بايد باشد بدور است .

10-مضامين شعري استاد عبارتند از :شكايت از جور زمان – تنهايي ، درد و رنج زندگي بي اعتباري دنيا . پند و اندرز حكايت دل و ... كه گاهي از انديشه‌هاي حافظ متأثر است مانند خوش زيستي و شكايت از زهد خشك و رياكاران كه در ابيات زير به چشم مي آيد :

طاهري : دولت صحبت امروز به فردا مفكن تو چه داني چه بود نقش عمل فردا را

حافظ : در بزم دور يك دو قدح دركش و برو يعنـي طمــع مــدار وصـال و دوام را

يا :طاهري : خشك زهدي اهل ريا بجان سيرم چراكه وردرهش از قباي خويشتن است

حافظ : زهد خشك ملولم كجاست باده‌ي تاب كه بـوي بـاده مداومم دمـاغ تر دارد .

آثار استاد :

1-مجموعه اشعار فارسي استاد در حدود هشت هزار بيت و علاوه بر آن هزار بيت شعر تاتي

2- منظومه آي وارون وارون به زبان تاتي در 23 بند

3- منظومه آهاي فرم در 120 بند كه به آداب و رسوم گذشته مي پردازد

4-شرح فارسي منظومه اَهاي فرم .

ويژگي هاي شعر تاتي استاد طاهري :

در اين بحث غزلهاي تاتي استاد منظومه آهاي فرم و آهاي وارون وارون ارزيابي شده اند كه ويژگي هاي آن به شرح زير مي باشد :

1-در غزلهاي تاتي استاد نيز موسيقي همان وزن عروضي رديف و قافيه است و جالب آن كه اين غزلها نيز همچون غزلهاي فارسي مردف و رديف ها بيشتر فعلي هستند .

2-واژگان تاتي استاد اصيل و قديمي هستند يعني به زباني است كه در دهه‌هاي قبل از دهه فعلي تكلم مي شده است و نيز از واژگان فارسي خالي است . بدين لحاظ گاهي كلمات و واژگاني نا آشنا و براي تات زبانهاي امروزي ديرياب‌تر است .

3-در اشعار تاتي استامد نيز همانند اشعار فارسي‌اش يك ويژگي زباني به چشم مي خورد و آن آوردن كلمه « دنيا » در جاي جاي اشعار است

4- از ديگر ويژگي هاي شعر وي آوردن ضرب المثل ها و كنايات تاتي و فارسي در لابه لاي اشعار است و جالب آنكه ضرب المثل‌هاي فارسي را نيز به تاتي روان آورده‌اند كه قابل تأمل است .

5- مضامين غزلها تقريبا يكنواخت و محدود به شكايت از زمان ، روزگار و دنيا است . و بدين لحاظ داراي وحت و يكنواختي است .

6- منظومه اَي وارون در بند 23 بند سه بيتي سروده شده و بسيار آهنگين و زيباست و حاوي اطلاعاتي مختصر و مفيد از وضعيت كشاورزي آب و هوا. زندگي و مردمتات است همچنين در اين منظومه مطالبي از شب‌نشيني‌ها ، تقسيم آب بين كشاورزان ، عروسي ، عزا تقسيمات روزها و فصل‌ها مانند : چله ، چارچار و آداب و رسوم مختلف مانند چهارشنبه سوري شب يلدا شب نشيني هاي زمستاني و شاهنامه خواني نيز كارهاي كشاورزي و ايام تقسيم شده براي كارها مانند سه هشت ، 45. قريه كولاك – آفتاوود و ... آورده شده است .

7- منظومه « اَهاي فرم » در همان حال و هوا منتها مفصل تر و در قالب مخمس است و وزن آن همان وزن حيدر باباي شهريار است . در اين منظومه سعي شده است كه از كلمات اصيل تاتي استفاده شود و از لغات و اصطلاحات فارسي معمول در محاورت تاتي امروز بدور ماند . همچنين براي آداب و رسوم و باورهاي كه امروزه ناآشناست و اصطلاحات و تعابير آن غريب مي نمايد شرحي در پاورقي آورده شده است منظومه ابتدا با شكايت از دنيا و كم مجالي براي سخن آغاز مي شود و سپس با وصف تاكستان و خوله‌كو ادامه مي يابد . پس از آن مقولاتي چون زبان اصيل تات ، عغزا عروسي‌ها خواستگاري و مراسمي چون چادر گيري ، زرين كيسي و .... مطرح مي شود .

در كل منظومه فرهنگواره‌اي مختصر اما پر محتوا از اوضاع گذشته تات و آداب و رسوم آنهاست و مطالعه آن براي هر تات زبان لازم و مفيد خواهد بود .

از خصوصيات ويژه اين كتاب آنست كه لغات و اصطلاحات آن كاملا اصيل و بدور از اختلاط با لغات و واژگان بيگانه است همچنين آداب و رسوم تا حد امكان مفصل شرح داده شده است و منبع مهم و مفيدي براي مطالعات جامعه شناختي اين مرز و بوم مي باشد و گسترش و تفصيل آن موجب پايداري و زنده ماندن فرهنگ و رسوم گذشته و فرهنگ و ادبيات فولكلوريك تات خواهد بود

اين منظومه شايد اولين اثر مكتوب از آداب و رسوم گذشته تات در اين حجم ، قالب و زبان باشد.

انتخابات امسال در سایه تدابیر شدید امنیتی

پس از وقوع درگیری انتخابات گذشته و ضرب و شتم شــــدید طــرفداران یـکی

از کاندیداها توسط طرفداران کاندیدای دیگر دستگاه امنیتی و نیروهای انتظامی

کنترل و نظارت بیشتری را در انتخابات آتی خواهند داشت و نخواهند گــــذاشت

اتفاق انتخابات قبلی مجدداً رخ بدهد .

مشکل دانشجویان نرجه

نقل از سایت نرجه نیوز :

مشکل دانشجویان نرجه،مسؤلین رسیدگی کنند :

یک نظر ساده ولی قابل تامل...

سلام خواهشا به راننده هاي مسافر بري تاكستان نرجه و بلعكس ابلاغ شود حداقل تا ساعت 20 شب به فعاليت خود ادامه دهند تا ما دانشجويان به مشكل بر نخوريم با تشكر عباس عباسي

امیدواریم پیگیری های لازم انجام شود ،زیرا این معزل مشکلات فراوانی را برای همشهریان ایجاد کرده است.

بوی سیب


از هر چه بوی سیب سرم گیج می رود!


دیگر بس است وسوسه، آدم نمی شوم!ا

خبر فوری !!!!

مهندس شهروز رحمانی ( شهردار تاکستان )

استعفا کرد .

یکی از بدی های تاکستان ... همه می شناسنت !

یعنی میشه دوباره بنویسم ... کسی نیاد سراغم بگه پاکش کن ؟؟؟؟؟؟؟؟

بالا بردن فرهنگ ، لازمه هر شهر

سلام

ضمن تبريك مجدد سال نو براي همشهريان عزيز ، آرزوي سلامتي و تندرستي را در سال جديد از خداي بزرگ آرزومندم .

در واقع مي خواستم چند مورد در باره ي  اورژانس تاكستان بگم ، كه واقعاً لزوم اورژانس در شهرستان را همه قبول داريم و حتي بخاطرش كلي دعوا و گله گذاري را راه مي ندازيم ،‌اما وقتي كه لحظه اي نياز به وجود اونا در صحنه هايي مثل تصادفات مي بينيم هيچ نقشي ندارند .

1 هفته قبل از عيد تصادفي در خيابان غفاري رخ داد كه خودرو پرايد با مسدود كردن راه اصلي باعث برخورد موتورسيكلت نوجواني به نام مهدی شد ، من با ديدن صحنه بدون معتلي با 115 تماس گرفتم و جريان را به آنان اطلاع دادم .

متاسفانه راننده موتورسيكلت دچار شوك شد و حالتي را بوجود آورد كه باعث ترس حاضرين در خيابان شد ، با شلوغ شدن صحنه ؛ به 110 نيز اين جريان را اطلاع دادم ... اما انتظاري كه از مردم داشتم همكاري با اورژانس و پليس بود ، كه مردم بدون در نظر گرفتن هيچ موقعيتي فرد خاطي را به بيمارستان منتقل كردند . كه با رسيدن اورژانس فرد داخل ماشين سواري بود .

مي خوام اينو بگم كه ما هيچ اختياري در مورد فرد تصادفي نداريم ، فردي كه دچار صدمه از ناحيه پا ، كمر و گردن شده است را ، اطلاعي نداريم كه به چه صورت او را بلند كنيم تا آسيب به ديگر ناحيه او، يا بيشتر شدن شدت ناحيه ي آسيب ديده شود . همين امر سوالاتي در ذهن بوجود مياره كه :

1. اگر ما او را به بيمارستان انتقال بدهيم پس وظيفه ي اورژانس تاكستان چيست؟؟؟

2. آيا واقعاً اطلاعات پزشكي كمك هاي اوليه را براي صحيح بلند كردن فرد صدمه ديده داريم ؟؟؟

3. آيا شلوغ كردن صحنه تصادف و جمع شدن به دور فرد آسيب ديده باعث تشنج در فرد نمي شود ؟؟؟

4. و هزاران سوال ديگر ....

بد نيست جريان تصادف خودم را كه در چند سال پيش اتفاق افتاد رو برايتان باز گو كنم :

چريان از اين قرار بود كه من در آن سن 13 سال داشتم و به اتفاق برادر و پسر خاله ام براي خريد ميوه از خانه بيرون زديم و شيطنت بچه گانه باعث شد من راه اصلي را خلاف بروم كه با موتورسيكلتي كه راه من را مسدود كرد تصادف كردم ... تا 15 دقيقه بيهوش بودم ؛ برادرم از ناحيه پاي سمت چپ دچار شكسته گي شد.

تاندوم پاي پسرخاله ام هم پاره شد كه لزوم اورژانس در آنجا واقعاً حياتي بود . اما لطف مردم ما بيشتر از اينها بود كه نذاشتن تا اورژانس به محل برسه و دقيقاً از پاي شكسته ي برادرم براي بلند كردن او استفاده كردن . كه يه كچ گرفتن معمولي  باعث شد استخوان هاي پاي برادرم از هم جدا شده و روي هم قرار بگيرد و باعث گذاشتن پلاتين 18 پيچه بشود !!! و راه رفتن زياد پسرخاله ام باعث شد تاندوم پاش به كل آسيب ببينه.

 

از تعريف كردن اين جريان خواستم منظورم رو بگم كه لطفاً از اين به بعد در مواجهه با تصادفات ، به فرد آسيب ديده به هيچ وجه حتي اگر احساس كرديد فرد نزديك فوتش است ، دست نزنيد تا اورژانس از راه برسد و با آگاهي از كمك هاي اوليه فرد آسيب ديده را به نحوه درستي يه بيمارستان منتقل كند .

 

با تشكر

انتخاب رئيس جديد و لايق براي دانشگاه آزاد واحد تاكستان

پس از مدت ها كشمكش ، دروغ و دغل بازي هاي اسكندر عبدالهي رئيس پيشين دانشگاه آزاد واحد تاكستان ديروز ( 89.12.26 ) طي معارفه اي دكتر جواد طاهري به عنوان رئيس جديد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاكستان منصوب شدند .

عبدالهي كه از بدو ورود خود در دانشگاه جو نسبتا بدي را بناگذاشته بود در صبح روز پنچ شنبه طي برپايي جشن در آمفي تأتر دانشكده كشاورزي رو به كارمندان ضمن تاييد خود به عنوان رياست دانشگاه اعلام كرد " ما سر كار خود هستيم ، و حالا حالا ها اينجا را ترك نمي كنيم " ؛ كه در حكم سريع الوقوعي بعد از ظهر همان روز، حكم رياست جديد دانشگاه را رياست منطقه 12 ، آقاي دكتر ترابيان به دانشگاه آورند و وي از رياست دانشگاه آزاد تاكستان براي هميشه بركنار شد .

دكتر جواد طاهري كه پيش تر به عنوان معاون آموزشي دانشگاه مشغول به كار بود ضمن تاكيد بر سابقه كار زياد در دانشگاه داراي روابط عمومي بالا با دانشجويان و كارمندان ، اخلاقي خوش ، سواد نسبتاً بالا برپشت ميز رياست دانشگاه آزاد واحد تاكستان نشستند .

در پايان نويسنده وبلاگ ضمن تبريك و آرزوي سلامتي به رياست جديد دكتر جواد طاهري ، اميدوار است تمامي مشكلات موجود در دانشگاه آزاد اسلامي حل شده و به سامان برسد ؛ تا دعاي همه ي كارمندان و دانشجويان دانشگاه آزاد تاكستان كه قبل از وي با رياست دانشگاه مشكل داشته ، هميشه بدرقه راهشان باشد .

بدرود

سال نو مبارک همتون باشه

عیدتون مبارک